اولین پست
به یاد اولین پستم (4 سال پیش)البته از آنجا خیلی چیزها فرق کرده اما دوباره برای دوستان آن مطلب را مینویسم:
خدایا
آنکسی را که بیشتر از جانم دوستش دارم از هرگونه گزند مصونش بدار. خدایا
آنکسی را که من دوستش دارم چشمانش به اندازه یک دنیا زیباست و مهربانیش به
اندازه دریاست و لطافتش به اندازه گلهاست
الهه زیبایی من است . تبلور ذات وجود من است . تمامی لحظات زندگی من است . ذره ذره روح من است و او کسی است که . . . مهربانیش
قابل توصیف نیست و دوست داشتنش قابل شمارش نیست . دلم می خواست که مهربانی
و صفایش ودوست داشتن و وفایش را در همه دنیا فریاد کنم
دلم گرفته از این لحظه های بارانی
نشسته در نفسم موج صد پشیمانی
به آسمان تو دیگر نمی رسد دستم
بگیر دست مرا ای خدای نورانی
اگر چه دست تهی آمدم به درگاهت
دلم پر است . پر از ربنای عرفانی 
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:41 توسط مصطفي سوقندي
|

همه بود و نبود من تو بودی
به نابودی کشوندیم تا بدونم همه بود و نبود من تو بودی بدونم هر چی باشم بی تو هیچم بدونم فرصت بودن تو بودی همه دنیا بخواد و تو بگی نه نخواد و تو بگی آره تمومه همین که اول و آخر تو هستی به محتاج تو محتاجی حرومه پریشون چه چیزا که نبودم دیگه میخوام پریشون تو باشم تویی که زندگیمو آبرومو باید هر لحظه مدیون تو باشم فقط تو می تونی کاری کنی که دلم از این همه حسرت جدا شه به تنهاییت قسم تنهای تنهام اگه دستم تو دست تو نباشه
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 21:38 توسط مصطفي سوقندي
|

عکسهای پارک آب و آتش
برنامه نویسی سیستم کنترلی این پارک با من بود (کنترل آبنما ، چراغهای آبنما ، مشعل ها ، روشنایی پارک و...) 





+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:15 توسط مصطفي سوقندي
|

دنیای خر مگس ها









+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 13:11 توسط مصطفي سوقندي
|

رادیوگرافی از دیوار دفاعی!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 13:7 توسط مصطفي سوقندي
|

|